ذبيح الله صفا
577
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
هر فصل مشتمل بر مثنوى و غزل به همان بحر خفيف مخبون مقصور يا محذوف يعنى وزن حديقة الحقيقهء سنائى است و در هريك از فصول دهگانه و مقدمه و خاتمهء منظومه شاعر مبحثى از مباحث عرفانى را مطرح كرده و آن را همراه با تمثيل و حكايت بپايان رسانيده است . اين روش عراقى بعدا منشاء ايجاد منظومههايى بنام « دهنامه » گرديد مثل دهنامهء اوحدى و عشاقنامهء عبيد زاكانى و دهنامه يا روضة المحبّين ابن عماد شيرازى و دهنامهء عماد فقيه كرمانى ، اگرچه اين آخرى شيوهء خاصّ ديگرى دارد . اثر معروف ديگر عراقى لمعات اوست كه بظنّ غالب در قونيه بعد از حضور در مجالس درس صدر الدين قونيوى نگارش يافته ولى شيوهء نگارش آن بيشتر متأثر است از سوانح العشاق احمد غزّالى ، و ما در زمرهء آثار منثور اين عهد دربارهء آن و نيز رسالهء مصطلحات او سخن خواهيم گفت . عراقى عاشق سوختهييست كه با سخنانش از سوز درون و شوق باطن و كمال نفس خويش حكايت مىكند . كلامش ساده و استوار و استادانه است . در غزلها و تركيبها و ترجيعهاى وى شور و شوقى بىمانند كه نشانهء التهاب درونى اوست ديده مىشود و اين شوق گاه با تأمل در معارف و حقايق عرفانى همراه و گاه با توصيفات بديع و كمسابقهيى از حالات سالكان و واصلان آميخته است . مثنوى و قصائدش بيشتر رنگ تحقيق دارد و طبعا حالت و لطافت غزلهاى او را فاقد است خاصّه كه استادى وى در غزل همواره مورد اذعان سخنشناسان و بعضى از غزلهاى وى در شهرت بدرجهيى بود كه مبداء ايجاد افسانههايى دربارهء شاعر شده است « 1 » .
--> ( 1 ) - علاوه بر مآخذى كه ضمن تحقيق در احوال عراقى بدانها اشاره شده براى كسب اطلاع بيشتر دربارهء عراقى و آثارش رجوع شود به مقدمهيى كه مرحوم سعيد نفيسى استاد فقيد دانشگاه تهران بر ديوان عراقى كه خود تصحيح و بسال 1335 شمسى طبع كرده نوشته است .